MSVCO — ماشینسازی ویژه
آرتدایرکتور
رهبری بصری یک سازمان بزرگ صنعتی در حوزهٔ انرژی و آبشیرینکن؛ از هویت داخلی تا مستندسازی پروژههای ملی.
ART DIRECTOR · ENERGY & UTILITIES · 501—1,000 EMPLOYEESI direct brands like films.
داستان برندت را روشن میکنمقاب میگیرمتدوین میکنمکارگردانی میکنم
از مهندسی برق تا کارگردانیِ فیلم، از مایکت تا ماشینسازی ویژه — هفده سال است فریم میسازم: یکی روی پرده، یکی روی قفسه. برندِ تو هم فیلمی است که هنوز ساخته نشده؛ کار من پیدا کردنِ فریمی است که از خودش دفاع کند.
SCROLL— پرده باز میشود
کارِ من با یک پرسش شروع میشود و با یک فریمِ قابلدفاع تمام: این برند برای چه کسی، چه داستانی تعریف میکند.
طراحی بصری و استراتژی برند، دو زبانِ یک جملهاند. اگر جمله روشن نباشد، گرانترین اجرا هم فقط پرهزینهترش میکند. من آن جمله را پیدا میکنم، بعد برایش نور میچینم: هویت، کمپین، بستهبندی، ویدیو، رابط.
MASOUD BORODAYEH — ART DIRECTOR @ MSVCO
BRAND CONSULTANT · TEHRAN
SELECTED WORK — ۰۳ پرونده · ۱۴۰۳—۱۴۰۵
سه دنیای متفاوت که با یک دستگاه ساخته شدهاند: پژوهش، یک جملهٔ قابلدفاع، بعد اجرا تا آخرین پیکسل. این صفحه افقی حرکت میکند — اسکرول عمودی، حرکت جانبی. هر پنل یک اتاق است.
SCROLL ↓ TO MOVE →
W-012026ENArt Direction & Web
Building the future with AI and strategy
سایتِ یک شریک مشاورهٔ جهانی: استراتژی، داده و اتوماسیون. زبانِ بصری، تیره و ستارهای و آرام — فناوری بدون کلیشهٔ نئونی. سلسلهمراتب از عدد شروع میشود، نه از شعار.
پرونده در borodayeh.irW-022025ENEditorial & Motion
Lando Norris — a fan-made tribute, world champion
ادیتوریالِ ورزشی برای قهرمانِ فرمول یک: سرعت در تایپوگرافی، خطوطِ مورب، هالفتون، و سکوت بینِ رکوردها. تمرینِ روایت با حرکت — همان درسی که از انجمن سینمای جوانان با خودم آوردم.
پرونده در borodayeh.irW-032025ENBrand & Web
Central Alberta lawn care, done right now
برندِ خدماتِ محلی: راهراهِ چمنِ تازه، روبانِ بیتعارف، CTA صادقانه. طراحی برای اعتمادِ همسایه — نه برای جایزه. سادهترین پروندهٔ مجموعه، و سختترین در وسوسههایش.
پرونده در borodayeh.irPath — from batteries to brands · 2009—2026
در دسترس برای پروژهٔ تازه — تهران یا دورکاری
آرتدایرکتور
رهبری بصری یک سازمان بزرگ صنعتی در حوزهٔ انرژی و آبشیرینکن؛ از هویت داخلی تا مستندسازی پروژههای ملی.
ART DIRECTOR · ENERGY & UTILITIES · 501—1,000 EMPLOYEESآرتدایرکتور · تدوینگر ویدیو · طراح ارشد گرافیک
سه نقش در هجده ماه: از بنر و پوستر تا ویدیوی صنعتی. جایی که یاد گرفتم یک برند، همزمان صدا و تصویر و کاغذ است.
ART DIRECTOR · VIDEO EDITOR · SENIOR GRAPH DESIGNERکاردانیِ کارگردانیِ فیلم
فیلمنامه، قاب، نور، تدوین. همان چیزی که حالا به برند میدهم: هر کمپین یک سکانس است، نه یک پوستر.
IRANIAN YOUTH CINEMA SOCIETY — ASSOCIATE'S, DIRECTINGطراح گرافیک
طراحی روزمره با ضربالعجلِ واقعی؛ جایی که سرعت و وسواس با هم آشتی کردند.
GRAPHIC DESIGNERطراح UI/UX و گرافیک (جونیور)
اولین برخوردِ جدی با محصولِ دیجیتالِ پرمخاطب: رابط، آیکن، بنر — برای میلیونها چشم.
JUNIOR UI/UX DESIGNER · JUNIOR GRAPHIC DESIGNERطراح گرافیک (جونیور)
الفبای تایپوگرافی فارسی و چاپ؛ هزاران برگ A4 که هیچکدام دور ریخته نشد.
JUNIOR GRAPHIC DESIGNERکارآموز طراحی گرافیک
شروعِ کار، همزمان با ترمهای اول دانشگاه: عصرها طراحی، صبحها مدار الکتریکی.
GRAPHIC DESIGN INTERN · BAADRAAN B.U.T.کارشناسی مهندسی برق و الکتروتکنیک
نظمِ مهندسی: جایی که یاد گرفتم مسئله را درست تعریف کنم — مهارتی که حالا گرانترین داراییِ برندینگم است.
SARI TECHNICAL COLLEGE — B.Sc. ELECTRICAL ENGINEERINGطراح گرافیک و تدوینگر
موازی با هر شغلی، از اولین سال تا امروز: طرح لایهباز، بنر شهری، پوستر مناسبتی، تدوین. دستی که هیچوقت سرد نشد.
FREELANCE GRAPHIC DESIGNER & EDITOR — 17 YEARS RUNNINGاین مسیر خطِ راست نبود — و عمدی بود. مهندسی نظم داد، سینما روایت، و بازار قضاوت. هر سه در یک فریم جا شدهاند.
Art Direction
یکپارچگی بصری از بیلبورد تا استوری. تصمیمِ بصری با من است و اجرا با تیم — و خروجی باید همان تصمیم باشد، نه سلیقهٔ لحظهای.
Brand Consulting
جملهٔ قابلدفاع: این برند برای چه کسی، بهجای چه چیزی وجود دارد. تا این جمله قفل نشود، هیچ ابزاری باز نمیشود.
Graphic Design
هویت، پوستر، بستهبندی و طرحِ لایهباز. از بنر شهری تا ست اداری — دستی که هفده سال گرم مانده است.
Video Editing & Motion
از راش تا ریلم. ویدیوی صنعتی، تبلیغاتی و روایی؛ چون برندِ امروز، نیمیاش صدا و تصویرِ متحرک است.
Interface Design
از دوران مایکت: محصولِ دیجیتال، ساده و انسانی. رابط، همان لبخندِ آخرِ برند است؛ اگر تا آنجا رسیده باشیم.
ابزارها عوض میشوند؛ پرسش نه — داستانِ این برند چیست؟
Typeface
«استعداد» و «وزیرمتن» برای فارسی، «جتبرینز مونو» برای لاتین. تیترِ هیرو با اسکرول از وزن میافتد — با محورِ وزنِ خودِ فونت، بدون فایلِ اضافه. Estedad / Vazirmatn variable + JetBrains Mono. The hero headline loses weight as you scroll — using the font's own axis.
Motion
پردهٔ سینما، پنِ افقیِ کارها، جوهرگرفتنِ متن، اسکیو با سرعتِ اسکرول — همه با animation-timeline خودِ CSS و حدوداً صد خط جاوااسکریپتِ وانیلا: ریل، شمارندهها، ایستگاهها، پشتهٔ کارتها. صفر کتابخانه، صفر ترکر. مرورگرِ بدونِ پشتیبانی، همان وضعیتِ نهایی و خوانا را میگیرد. CSS scroll-driven animations + ~100 lines of vanilla JS. No libraries. Unsupported browsers get the finished, readable state.
Inks
#F5F3EEکاغذ — زمینه #231F20جوهر — متن و سطح #C2EF06لیمویی — سگنال؛ روی کاغذ هرگز متن نیست (کنتراست ۱.۹)
Plates
صفحهٔ کارها CSS-art است: ستاره، هالفتون، راهراهِ چمن — دوتونشده در جوهرهای برند. عکس عمداً نیست؛ تا عکسِ واقعیِ کار نیامده، جایش با دروغِ زیبا پُر نمیشود. Project plates are CSS art, duotoned into the brand inks. No stock lies until real shots exist.
Built with
یک فایلِ HTML دستنویس. بدونِ فریمورک، بدونِ بیلد، بدونِ CDN جاوااسکریپت. ادغامِ سه مفهوم: «سینما»، «جهانِ افقی» و «پوستر/کاتالوگ/کولاژ». One hand-written HTML file. Three concepts merged: cinema, horizontal world, poster/catalog/collage.
Rhythm
سطرِ فارسی ۱.۹۵ و تیتر ۱.۱۴–۱.۶۲. هیچ letter-spacing روی فارسی نیست — حروفِ چسبان را از هم باز نمیکنیم. Persian body 1.95. No letter-spacing on Persian script: it breaks letter joining.